گریه کن  

درخواست حذف این مطلب
گريه کن ج ا ما رو رها نمی کنن .... .آدما انگار برای ما دعا نمی کنن... گريه کن حالاحالا از هم باید جدا باشیم .... بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم... گريه کن منم دارم مثل تو گريه می کنم ... به خدای آسمونامون گلایه می کنم... گريه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم ... تنهایی ، برای سنگینی غصه کم بودیم... گريه کن ، سبک میشی ، روزای خوب يادت میاد ... گرچه تو تقویمامون نیستن اون روزا زیاد... گريه کن برای قولی که بهش عمل نشد ... واسه مشکلاتی که ، بودش و هست و حل نشد... گريه کن و

ادامه مطلب  

اهنگ گریه کن فرزاد فرزین  

درخواست حذف این مطلب
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای فرزاد فرزین با نام گريه کن ترانه : عبدالجبار کاکایی ، آهنگ : امید کرامتی ، تنظیم : ایرج همدمی اهنگ با کیفیت mp3 – ۱۲۸ آهنگ پارسی سانگ متن آهنگ گريه کن گريه کن تا دلت می خواد، گريه کن با دلت زیاد ، گريه کن تا يادت بیاد شاید این بار آ ه، لحظه ها داره میگذره، گريه کن تا يادت نره پیدا کن شبو مثل من، گوشه ای واسه گم شدن گريه کن اگه عاشقی، عاشقا گاهی گم میشن گريه کن پای رازقی، گريه کن پای نسترن این تویی که ش ته ای، این تویی اگه

ادامه مطلب  

چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟  

درخواست حذف این مطلب
چرا برای حسین (ع) گريه می کنیم ؟ مى‏گویند اگر حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟ چرا گريه مى‏کنیم؟ آیا این همه گريه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گريه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گريه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانشمندان غرب مى‏گوید: «انسانى که هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است». .......

ادامه مطلب  

چرا برای حسین(ع) گریه می کنیم؟  

درخواست حذف این مطلب
چرا برای حسین (ع) گريه می کنیم ؟ مى‏گویند اگر حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟ چرا گريه مى‏کنیم؟ آیا این همه گريه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گريه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گريه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانشمندان غرب مى‏گوید: «انسانى که هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است».

ادامه مطلب  

چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟  

درخواست حذف این مطلب
چرا برای حسین (ع) گريه می کنیم ؟مى‏گویند اگر حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟چرا گريه مى‏کنیم؟ آیا این همه گريه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گريه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گريه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانشمندان غرب مى‏گوید: «انسانى که هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است». متن کامل در ادامه ی

ادامه مطلب  

دلت می گیرد؟گریه کن!  

درخواست حذف این مطلب
دلم گاه می گیرد مثل آسمان شهرم! همه می مانند که می خواهد ببارد یانه؟! من با خودم گريه می کنم .مثل بهار ! گريه که می کنم دلم آفت می شود. گريه که می کنم دوست ندارم ی کنارم باشد.تا بگوید.: مرد که گريه نمی کند! مگر بچه ای؟! چه ی مرده است.؟ دلم می خواهد دیگر مثل قدیمی ها فکر نکنم . گريه کنم .گريه کنم تا آسمان دلم آفت شود.

ادامه مطلب  

یا بخند یا گریه کن  

درخواست حذف این مطلب
آدمی یا باید بخندد یا گريه کند؛ وگرنه سنگ می شود؛ چوب می شود؛ خا تر مطبخ های سرد و خاموش می شود. بخند تا گریبانت را از دست غصه ها بیرون بیاوری. اگر نمی توانی، گريه کن، تا غصه ها نیز با تو هم نوایی کنند، همراه تو بگریند. گريه ، غصه ها را با تو مهربان می کند. گريه، راهی است برای هم زیستی مسالمت آمیز با غم های سنگدل. یا قاه قاه بخند یا های های گريه کن. گريه، دل را می شوید؛ از غم، از درد. خنده، دل را ماساژ می دهد، خستگی را از او می گیرد. اگر می توانی بخند؛

ادامه مطلب  

شهادت محمدباقر(ع)تسلیت باد  

درخواست حذف این مطلب
بین ، وقت دعا گريه می کنی با هر بهانه در همه جا گريه می کنی در هاب آهِ خودت آب می شوی می سوزی و بدون صدا گريه می کنی هر چند زهر قلب تو را کرد اما به یاد کرب و بلا گريه می کنی اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی وقتی برای خون خدا گريه می کنی آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود با ناله های وا عطشا گريه می کنی با یاد روزهای اسارت چه می کشی ؟ هر شب بدون چون و چرا گريه می کنی با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار هر صبح با نسیم صبا گريه می کنی هم پای نیزه ها همه جا گريه کرده

ادامه مطلب  

شعری جانسوز در رثای حضرت زهرا(س)  

درخواست حذف این مطلب
زبان حال علی(ع) خطاب به حضرت زهرا(س) زلال آینه ها را به گريه آوردی شکوه عرش علا را به گريه آوردی من الحضیض جهنم الی حظیظ بهشت تو از کجا به کجا را به گريه آوردی الا الـهـه خورشید پشت ابر کبود تمام اهل ســما را به گريه آوردی چراقنوت ش ته گرفته ای، بانـو!؟ چه کرده ای که دعا را به گريه آوردی؟ کنار بستر تو هیبت علی بش ت تو مرد هردو سرا را به گريه آوردی رواست اینکه پیمبر به مرتضی گوید: به خنده برده ای یـارا به گريه آوردی؟ ندا رسید حسن را، حسین را بردار خد

ادامه مطلب  

دیالوگهای ماندگار  

درخواست حذف این مطلب
بخشی از دوم نمایشنامه : در انتظار گودو نوشته: ساموئل بارکلی بکت ترجمه : زنده یاد میترا پرتویی ولادیمیر: درخت، درخت رو ببین! استراگون: دیروز اونجا نبود!؟ ولادیمیر: چرا! مسلمه که اونجا بود.يادت نمیاد؟ نزدیک بود خودمونو ازش دار بزنیم! ولی تو حاضر نشدی.يادت نمیاد؟ استراگون: خواب دیدی! ولادیمیر: یعنی ممکنه که تو به این زودی يادت رفته باشه؟ استراگون: من اینطوریم، یا فورا فراموش می کنم یا هیچ وقت فراموش نمی کنم!!! ولادیمیر: پوتزو و لاکی چی؟ اونا رو هم ی

ادامه مطلب  

11 سوال مادران درباره گریه کودک  

درخواست حذف این مطلب
11 سوال مادران درباره گريه کودک خواندن این مطلب به شما کمک می کند تا با به کار بستن توصیه های متخصصان اطفال، با گريه ک ن خود به شیوه درستی برخورد کنید... وقتی کودک گريه می کند باید بلافاصله بغلش کرد یا اینکه باید کمی صبر کرد تا گريه اش تمام شود؟ معمولا انتخاب یکی از این دو راه کمی سخت است. سوالاتی از این دست بسیارند و کم نیستند؛ مادرانی که پاسخ این سوالات را نمی دانند. خواندن این مطلب به شما کمک می کند تا با به کار بستنتوصیه های متخصصان اطفال، با

ادامه مطلب  

sonnet 294  

درخواست حذف این مطلب
یک … دو… سه …چهار گريه ام می گیرد تا سه بشمار گريه ام می گیرد هر وقت که اسمِ تو وسط می آید یک گوشه کنار گريه ام می گیرد یک لحظه رها نمی شوم از يادت حتی سرِ کار گريه ام می گیرد از رفتن تو به بعد شرطی شده ام با سوتِ قطار گريه ام می گیرد باران که به شیشه می زند، با يادت صد اسب بخار گريه ام می گیرد با یاد تو من یاد خودم می اُفتم هر بار دو بار گريه ام می گیرد… «دلتنگ چو من مرغ قفس»… قطعش کن اینجایِ نوار گريه ام می گیرد اینقدر نزن سه تار ای همسایه از گريه

ادامه مطلب  

هوای گریه دارم  

درخواست حذف این مطلب
نه بسته ام به دلنه بسته به من دلچو تخته بر موجرها رها رها منز من هر آن که او دورچو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیکاز او جدا جدا مننه چشم دل به سویینه باده در سبوییکه تر کنم گلوییبه یاد آشنا منستاره ها نهفتهدر آسمان ابریدلم گرفته ای دوستهوای گريه با منهوای گريه با من شاعر:

ادامه مطلب  

نشکن دلمو...  

درخواست حذف این مطلب
نشکن دلمو... سرگرمی تو، شده بازی با این دل غمگین و خستميادت نمیاد، اون همه قول و قرارایی که با تو بستمبا این همه ظلم،تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار، من نشستمنشکن دلمو، به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یک روزنگو بی خبری، نگو نمیدونی دلم پر از یک نفرینه سوزنگو بی خبری، نگو نمیدونی وقتی که نیستی گريه شده کار این دل عاشق شب و روزدیوونه نکن، دلمو آهم میگیره دانمتو عاقبت یک روزنگو بی خبری، نگو نمیدونی دلم پر از یک نفرینه سوزنگو بی خبری، نگ

ادامه مطلب  

یادتن هست؟!  

درخواست حذف این مطلب
رفته بودیـــــــم شبی سمت حرم يادت هست خواستم مثــل کبوتـــــــــــــر بپرم يادت هست رنگ و رو رفتــــه تـرین تــــاقچه خانــــه ی مان مهر و تسبیــــــــح وکتاب پدرم یــــادت هست خانـــــه ی کوچکمان کاهگلی بــــــــود، جنون در همان خانه شبی زد به سرم يادت هست قصدکـــــــردم که بگــیـــــــرم نفس دشمن راو جگرگاه ستــــــــــــــم را بــدرم يادت هست خواهر کوچک من تنــــد قدم بــــــر می داشت گريه می کرد که او را بــبـــــــــرم يادت هس

ادامه مطلب  

یا حسن مجتبی  

درخواست حذف این مطلب
دست و پا میزنی و بال و پرت میریزد گريه ی خواهر تو روی سرت میریزد بهتر است سعی کنی این همه سرفه نکنی ورنه در طشت تمام جگرت میریزد در تقلای سخن گفتنی اما نه... نه... جگرت از دهنت دور و برت میریزد خبرش پخش شده زهر تو را خواهد کشت بی سبب نیست که اشک پسرت میریزد حرف لایوم کیومک چه به يادت انداخت؟ آنقدر اشک ز چشمان ترت میریزد جگرت،بال و پرت،اشک ترت ریخت ولی چه ی هست که با نیزه سرت میریزد؟

ادامه مطلب  

چرا گریه نکنم  

درخواست حذف این مطلب
فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی: فَمالی لا اَبْکی اَبْکی... اَبْکی لِظُلْمَةِ قَبْری اَبْکی لِضیقِ لَحَد، اَبْکی لِخُروُجی مِنْ قَبْری عُرْیاناً ذَلیلاً حامِلاً ثِقْلی عَلی ظَهْری پس چرا گريه نکنم؟... گريه کنم برای تاریکی قبرم، گريه کنم برای تنگی لحدم، گريه کنم برای بیرون آمدنم از قبر و خوار که بار سنگینم را به پشتم بار کرده ام.

ادامه مطلب  

شعر 3  

درخواست حذف این مطلب
۳۰سال و میشود درتاب و در تب ۳۰سال و میشود میسوزی هرشب ۳۰سال و میشود می باری آقا پای غزل مرثیه های زینب آهت دلیل بغض دل های تپنده ست گفتی مرو بابا ، سنان تیغش برنده ست چه گريه بازاری شده در خانه ی تو کافی ست آقا روضه هایتان کشنده ست بهتر نبینی گوشواره بین گوشی بهتر همان که تا ابد آبی ننوشی این ضجه آ کار دستت میدهد پس بهتر همان که پیرهن دیگر نپوشی زل میزنی گاهی بسوی گاهواره گاهی بسوی مشک آبی بر سر می اندازی عبا و آه از نو... دق میدهد آ تو را یک شیرخو

ادامه مطلب  

با هر بهانه، ای که تو ام گریه میکنی  

درخواست حذف این مطلب
با هر بهانه، ای که تو ام گريه میکنی ای منتهای دلبری ام گريه میکنی آهسته زیر چادر خود ازغریبی ام ای یادگار حیدری ام گريه میکنی امشب به قد وقامت عباس دلخوشی فردا به بی برادری ام گريه میکنی آیا کمان حرمله را خواب دیده ای ؟ داری به بی کبوتری ام گريه میکنی کم گريه کن برای من امشب عزیزمن فردا برای بی سری ام گريه میکنی درقتلگاه ، بعد شهادت ، دم غروب بر یادگار مادری ام گريه میکنی بر ی بدنم روی خاک یا عمامه ی پیمبری ام گريه میکنی می خندد ای قرار دلم دشمن

ادامه مطلب  

با هر بهانه، ای که تو ام گریه میکنی  

درخواست حذف این مطلب
با هر بهانه، ای که تو ام گريه میکنی ای منتهای دلبری ام گريه میکنی آهسته زیر چادر خود ازغریبی ام ای یادگار حیدری ام گريه میکنی امشب به قد وقامت عباس دلخوشی فردا به بی برادری ام گريه میکنی آیا کمان حرمله را خواب دیده ای ؟ داری به بی کبوتری ام گريه میکنی کم گريه کن برای من امشب عزیزمن فردا برای بی سری ام گريه میکنی درقتلگاه ، بعد شهادت ، دم غروب بر یادگار مادری ام گريه میکنی بر ی بدنم روی خاک یا عمامه ی پیمبری ام گريه میکنی می خندد ای قرار دلم دشمن

ادامه مطلب  

اللهم عجل لولیک الفرج...  

درخواست حذف این مطلب
سلام سال جدید شمسی تون شمسی... ساعت دقیقا"4:15دقیقه نیمه شبه که دارم این شعر رو میذارم تووبلاگ کاش واقعیت داشت... کاش... اماحیف که .... اللهم عجل لولیک الفرج ***** ((با گريه بیدارم)) هرشب به يادت تا سحر با گريه بیدارم با ناله ، با سوز جگر ، با گريه بیدارم می دانم از دست گناهانم دلت خون است! شرمنده أم ،از این نظر با گريه بیدارم از این که عمری با گناه خود تو را آقا انداختم در دردسر ، با گريه بیدارم با يادتان هرنیمه شب،وقتی همه خوابند تنها تو هستی با خبر ، با گ

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
بانوی غزل ، يادت به دل های ما جاودانه شد عروجت عاشقانه و روحت به بلندای ابدیت شاد باد چرا رفتی،چرا؟- من بی قرارم، به سر، سودای آغوش تو دارم.- نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟ نه هنگام گل و فصل بهار است؟ نه عاشق در بهاران، بی قرار است؟ تا همیشه ، به يادت ، " هوای گريه با من " !

ادامه مطلب  

از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم  

درخواست حذف این مطلب
از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گريه میکنم و آرزو میکنم که کاش برای یک لحظه فقط یک لحظه آغوش گرمت را احساس کنم ، میخواهم سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا دیگر از گريه کم نشوم . تو مرا به دیار محبتها بردی و صادقانه دوستم داشتی پس بیا و باز در این راه تلاش کن اگر طاقت اشکهایم را نداری . در راه عشقی پاک تر و صادقانه تر، زیرا که ما شده ایم پس نگذار زمانه بیرحم دلهایی را که از هم جدا نشدنی است را به درد آورد دلم را به تو دادم و کلیدش را به سوی آسمان خوشبختی

ادامه مطلب  

قولی نمی دهم ...  

درخواست حذف این مطلب
قولی برایت نمی نویسم ولی شاید گاهی يادت ،شاید خزان دلم بهار تو را طلب کرد ،شاید وقت نوازش برگ درختان نسیم مرا یاد تو انداخت قولی نمی دهم ولی شاید گاهی يادت ..... قولی نمی دهم ولی اگر پاژل زندگی نقش تو را ترسیم کرد شاید نفسی يادت کنم ، اگر نبض خاطراتت در ذهنم دلتنگ تو شد شاید به یاد آن گلدان شمعدانی کنار حوض برایت گريه . وقتی که خطوط ممتد جاده مرا به سمت تو برد ، حتما يادت خواهم کرد . همیشه نبودنت را در قلبم خالی می گذارم و همیشه برایت اشک می ریزم ای

ادامه مطلب  

غربت  

درخواست حذف این مطلب
شب سر قبرم که میای دفتر شعرتم بیار،ورق بزن هق هقمو تو بغض تلخ انتظار بنشین کنار قبر من درد دلامو بشنو،دلم گرفته نازنین برات یه حرف دارم کنار این خاک صبور غربتمو حوصله کن،تو خط به خط گريه هات خاطره هامو دوره کن می خوام بگم يادت نره خاطره هامونو عزیز،نه نمی گم گريه نکن اشک بریز اشک بریز يادت نره یه روزی قلب پر از غصه و سرد،غربت چشمان تو رو با گريه هاش ترانه کرد تنهایی بد جوری داره حوصله مو سر می بره،حال تو بدتر از من،حال من از تو بدتره بازم بیا،ب

ادامه مطلب  

بابلسر  

درخواست حذف این مطلب
پس کوچه های خیس از باران بابلسر که يادت هست ؟ دیوانه ای بیدار در میدان بابلسر که يادت هست ؟ پرچین پر ازچین گیسویت که با صد شوق بوسیدم در کنج شرم آبی پنهان بابلسر که يادت هست ؟ یک روسری یک پیرهن از آرزوی قاصدک لبریز آواره و سرگشته در توفان بابلسر که يادت هست ؟ وقتی که دریا بر تن ساحل گره میزد کمی عشق تصویر بوسه بر لب سوزان بابلسر که يادت هست ؟ با موی سرگردان چون بابلرود آشفته تو سایه روشن می زدی بر جان بابلسر که يادت هست ؟ یادش گرامی ! لحظه های اضط

ادامه مطلب  

جیره آب  

درخواست حذف این مطلب
. آب جیره بندی شده بود آن هم از تانکری که یک صبح تا شب زیر تیغ آفتاب مانده بود ، مگر میشد خورد ؟ به من آب نرسید ، لیوان را به من داد و گفت : “من زیاد تشنم نیست ، نصفش رو خوردم بقیه ش رو تو بخور ، گرفتم و خوردم” فرداش بچه ها گفتن که جیره هر نصف لیوان آب بود ! . . رفته بودیم شبی سمت حرم يادت هست ؟ خواستم مثل کبوتر بپرم يادت هست ؟ توی این ع به جا مانده عصا دستم نیست پیش از آن حادثه پای دگرم يادت هست ؟ رنگ و رو رفته ترین تاقچه خانه مان مهر و تسبیح و کتاب پدرم

ادامه مطلب