قضاگفت گیر و قدر گفت ده  

درخواست حذف این مطلب
در این مقاله، نگارنده ضمن بررسی و تشریح مصرع «قضا گفت گیر و قدر گفت ده» و بحث در معنای افعال به کار رفته در این مصرع، نقدی بر مقالة تأملی بر معني مصرع ذکر شده در فصلنامة رشد آموزش زبان و ادب فارسی، دورة 25 شمارة 4 (1391) به قلم همکارمان آقای حسین نظریان داشته و از زوایای مختلف درصدد توضیح آن برآمده است.

ادامه مطلب  

ادبیات نهم(معنی اشعار)نیایش صفحه ی 10  

درخواست حذف این مطلب
درس اول ص 10 معنای مصرع اول : به نام خداوندی آغاز می کنم که دو نعمت بزرگ عقل و جان را به انسان عطا کرده است زیرا فکر و شه انسان نمی تواند فراتر ازاین برود معنای مصرع دوم : به ذهن و شه انسان ،سخنی بالاتر ازاین خطور نمی کند که سخنش را با نام پروردگاری آغاز کند که به انسان جان و د بخشیده است. معنای مصرع سوم : خداوند متعال صاحب اسما و صفات و القاب متعدّد و آفریننده ی جاو مکان(عالم هستی) است. معنای مصرع چهار : اوست که روزی دهنده موجودات عالم و هدایت کننده

ادامه مطلب  

تنها...تن ها...  

درخواست حذف این مطلب
بعضی شعرا بدجور مال آدمن.... مثل همین مصرع که... خسته ام کاش ی حال مرا می فهمید.... هزاران بار به یأسی رسیدم که فقط همین مصرع تونسته بیان کنه حالمو.... الانم خسته ام....کااااااش ی حال مرا میفهمید.....

ادامه مطلب  

فلو چیست ؟  

درخواست حذف این مطلب
فلو (جریان ) به دو بخش اصلى تقسیم میشه ؛ رایم و ریتمدر این بخش قصد دارم خیلى ساده به قضیه رایم نگاه کنیم.رایم همون قافیه هاى هست که باید از نظر وزن رعایت بشه.حالا این رایم ها میتونه وسط مصرع قرار بگیره (internal ryhme) و میتونه آ مصرع قرار بگیره (matching verse end) دقیقا مثل چى..؟ دمتون گرم مثل قافیه هاى معمول که هممون میشناسیم. پس یه نکته که الان فهمیدیم چیه؟ اینکه یکى از تفاوت هاى رایم و قافیه اینکه رایم تو وسط مصرع هم میتونه بیاد اما قافیه حتما باید آ مصرع بی

ادامه مطلب  

معنی بیتی از حافظ  

درخواست حذف این مطلب
معني بیتی از حافظ محمدامین مروتی یار مردان خدا باش، که در کشتی نوح مشتِ خاکی است که به آبی ن د طوفان را معني مصرع اول روشن است؛ اما مصرع دوم محل مناقشه است. غالبا گفته شده که طبق ای از روایت ها نوح خاک آدم و حوا را با خود به کشتی برد و همین مشت خاک، حافظ کشتی نوح از طوفان بوده. این سخن، متکلفانه و تاویلی دور از ذهن است. بهتر است بگوییم مشت خاک خود نوح است. چنان که در باره پیرمردان می گوییم مشتی استخوان. نوح مشتی خاک بود که از طوفان نمی ترسید و سیل ر

ادامه مطلب  

هدایت...  

درخواست حذف این مطلب
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیش تر زانکه چو گردی ز میان برخیزم حافظ مصرع دوم تشبیه بسیار زیبایی داره که ایهام لطیفی هم درش نهفته است؛ ولی اصل همان حرف مصرع اول است. خدایا برسان طراوت باران هدایت را...

ادامه مطلب  

غزل شماره ۳ حافظ-اگر آن ترک بدست آرد دل مارا  

درخواست حذف این مطلب
در این غزل بیت زیر را دوست تر میدارم: فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغمایی را حافظ در مصرع اول به صفتی اشاره دارد به نام شوخ شیرین کار که در یکی از سخنرانی های الهی قمشه ای به نحوه زیبایی به کار رفته بود. در مصرع دوم به نظر میاد حافظ به شدت دل بی قراری داشته. به نحوی که اون رو به غارت خوان یغما توسط ترکان اشاره کرده. در مصرع دیگه ای می فرمایند: به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را که من رو یاد این تجربه

ادامه مطلب  

حیدربابا ، بیزى آزدیریب  

درخواست حذف این مطلب
در ترجمه این مصرع عنوان شده که ما را گول زده است در حالی که من فکر می کنم که ترجمه روشن این مصرع عبارت خواهد بود ازاین نکته که ما را گمراه نموده است واگر معني و ترجمه درست این باشد آن وقت این ابهام پیش می آید که ما ابتدا در راه بوده ایم وراه را می شناختیم ولی ما را از راه بیرون نموده استبراستی آیا زمانی را سراغ دارید که ما در راه بوده باشیم تا بر مبنای دلایل متقن در راه بودن بتوانیم را محکوم کنیم که ما را از راه بدر نموده است؟

ادامه مطلب  

مامان نوشته ها  

درخواست حذف این مطلب
... مرثیه خوانی برای اهل بیت رو خیلی خیلی دوست داشت و همه توی خونه ی ما این نیم مصرع رو بارها و بارها از مادر شنیده بودند که در سکوتهاش با آهنگی حزین میکرد:شب ها که درِ بقیع را می بندند... همیشه منتظر بودم مصرع بعدش رو کنه که انگار هیچوقت بغض امانش نمیداد!

ادامه مطلب  

دو مصرع،کنار هم،یک شاه بیت!  

درخواست حذف این مطلب
داشت برایم شعر میخواند که پ میان یکی از مصرع ها و گفتم بوسه دارید؟ ابروهایش را گره زد و با لبخند نگاهم کرد! تکرار شما بوسه دارید؟! از آن بوسه ها که انتها ندارند! که دوستت دارم هایم را لابلایش بچشی و بفهمی! از آن بوسه ها که دهانم را طوری پر کند از گوشه ی لبهایم بچکد روی لباسم؛ گل کند ، شکوفه بزند ، بهار برسد! از آن بوسه ها که تا ماه ها لبهایم را بچشم و با لبخند بگویم چقدر شیرینی ! خندید ... خندید و با چشمهای بسته نگاهم کرد ! خندید و با لب بسته دیوانه خط

ادامه مطلب  

مصرع ا شدم  

درخواست حذف این مطلب
آمدی, تنها نباشم حیف تنها تر شدم....از یقین گفتی برایم،پاک بی باور شدم.....ساده گفتی باورم کن ! با تو می مانم ولی....رفتی و در شعر تو خط خورده ای دیگر شدم....باز هم در وحشت بی انتهای فاصله.......با هجوم تلخ شب تا صبح همبستر شدم.....در میان شعله ناباوری ها سوختم....سوختم در لحظه های بی تو،خا تر شدم....گفته بودی اولین بیت غزل های منی....حیف رفتی و دوباره مصرع آ شدم....

ادامه مطلب  

ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم(علی قیصری)  

درخواست حذف این مطلب
ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم جاری بشود شعرم آن لحظه که می خندی ازخنده ی شیرینت صد گونه غزل گیرم در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم یک مصرع پرگل را از گلشن اندامت یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم ژرفای نگاه من تا خط افق رفته تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم از عشق تو شیرینم ریزش د ص ه وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم باید که عسل آ از راه نیایش ها پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم

ادامه مطلب  

ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم(علی قیصری)  

درخواست حذف این مطلب
ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم شیرین بشود شعرم آن لحظه که می خندی ازخنده ی شیرینت صد گونه غزل گیرم در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم یک مصرع پرگل را از گلشن اندامت یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم ژرفای نگاه من تا خط افق رفته تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم از عشق تو شیرینم ریزش د ص ه وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم باید که عسل آ از راه نیایش ها پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم

ادامه مطلب  

گشتم و گشتم در شهر...  

درخواست حذف این مطلب
ی باشد به جای پول و قیافه و متراژ خانه و تعداد مقالات آی اس آی و جایگاه اجتماعی و محل تحصیل و مدرک و ... بپرسد قد خی چقدر است؟ بلدی عصرانه را یک جوری درست کنی که بعد از خوردنش آدم خوابش ببرد و در خواب ی را ببیند که دلش تنگ اوست؟ می توانی حوصله کنی یک غزل را با هم تا ته بخوانیم؟یک مصرع من یک مصرع تو!؟ ی که وقتی پیشنهاد پیاده روی شبانه را بشنود بال دربیاورد و ی که به بهارنارنج و انار و باران و نامه و قصه و دلبری و سرمه و رنگ فیروزه ای و بغل و زندگی اعتقا

ادامه مطلب  

باید که تو را یک شب آرام بغل گیرم (علی قیصری)  

درخواست حذف این مطلب
باید که تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻋﺴﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﺷﻌﺮﻡ بشود جاری ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺷﯿﺮﯾﻨﺖ ﺻﺪ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺰﻝ ﮔﯿﺮﻡ یکباره دل از شادی ﻣﻤﻠﻮﯼ ﺗﭙﺶ ﮔﺮﺩﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﻣﺤﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﯾﮏ ﻣﺼﺮﻉ ﭘﺮﮔﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﺸﻦ ﺍﻧﺪﺍﻣﺖ ﯾﮏ ﻣﺼﺮﻉ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﺍﺟﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﮊﺭﻓﺎﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺧﻂ ﺍﻓﻖ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺭّﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﺣﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺷﯿ

ادامه مطلب  

امشب اگرچه چشم تو یک جور دیگر است  

درخواست حذف این مطلب
درود دوستان عزیز. مدتی است کار جدیدی نداشته ام، یعنی کاری که دلم بخواهد منتشرش کنم نداشته ام. یکی از غزل های قدیمی ام را با هم در این پُست می خوانیم. این غزل را یک بار در جلسه ی شعر شنبه ها در بهمن ماه 1390 خوانده ام. امیدوارم خیلی بد نباشد. مصرع اول این شعر این بود: "معصوم چشم های تو یک چیز دیگر است" و وقتی در جلسه خواندم دوست خوبم آقای عباسی گفت که این مصرع به نظرش آشناست. بعد که جستجو دیدم حق با وی است و این مصرع از شاعر نیشابوری آقای خدابخش صفادل ا

ادامه مطلب  

ارایه های ادبی  

درخواست حذف این مطلب
- بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد ............ نامیده می شود. 2- کدام یک از ات زیر « مصرّع » است؟ الف) ای دوست شکر بهتر یا آن که شکر سازد؟ خوبیّ قمر بهتر یا آن کـه قـمـر سـازد؟ ب) ای باغ تویی خوش تر یا گلشن و گل در تو یا آن که بر آرد گل ، صد نرگس تر سازد؟ 3- کدام یک از ات زیر « ردیف » دارد؟ الف) دل مــن هـــمــی داد گفتی گوایی کــه بــاشــد مـــرا روزی از تـو ج ب) ای ساربان آهسته رو کارام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود 4- اصلی ترین ع

ادامه مطلب  

پریشان واژه  

درخواست حذف این مطلب
یا رضا (ع) پریشان واژه هایم را زگیسوی شما دارم تمام شعر هایم را من از سوی شما دارم ولا حول ... برآن چشم و بر آن ابرو که من وزنِ رباعی را فقط از این ترازوی شما دارم تمام این غزلهارا ضمانت میکنی آقا که صید این مضامین را از آهوی شما دارم قصیده قامتی و حاجی هر بیت تو هستم که شرط حق مداری را من از کوی شما دارم مربع گشت ترکیبم ز هر سو سجده ای واجب قوافی قبلگاهی شد که از روی شما دارم درِ عطر غزل افتاد و دل شد قطعه ای از عرش وَ من این قطعه را از نام خوشبوی شما

ادامه مطلب  

غنیمت شمردن فرصت  

درخواست حذف این مطلب
امشب در غزلی از حافظ خواندم که می گفت :در بزم دور یک دو قدح در کش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را بیت زیبایی بود از آن جهت که خیلی خودمانی میگوید وقتی نوشیدنی ات رو مصرف کردی محل رو ترک کن و برو و مانع ب و کار ما نشو ؛) و در مصرع دوم هم میاد مصرع اول رو معني میکنه و میگه که انتظار نداشته باش که پیوسته از طرف ما (یا هر جای دیگه) به تو سرویس ارائه بشه. خب حالا من با اگر بخوام تطبیق بدم به زمان امروز (چند قرن بعد از زمان حیات اقای حافظ) : زمان هایی از روز ر

ادامه مطلب  

دلم لک زده برایت ح س ی ن جان  

درخواست حذف این مطلب
دلم لک زده برای این مصرع: آ ش تو کربلا میکشی مرا ح س ی ن...

ادامه مطلب  

عشق را با بوسه ای آغاز کن  

درخواست حذف این مطلب
چشمهایت را ببند آغوش خود را باز کن نازنینم عشق را با بوسه ای آغاز کن ""یا علی"" را پیش تر از آشنائی گفته ایم باز هم محض ارادت، یک دهان آواز کن گونه هایت را به شوق بوسه های من بده موی خود را پس بزن با خنده ای اعجاز کن تا سحر مهمان دیوان نگاهت می شوم شاه بانوی غزل مصرع به مصرع ناز کن این وسط ابری شدی عیبی ندارد خوب من تکیه کن بر شانه هایم گریه ات را ساز کن آسمانی ، راه دوری تا افق ها مانده است زیر پا بگذار قانون را فقط پرواز کن

ادامه مطلب  

غزل شماره یک حافظ- الا یا ایها الساقی  

درخواست حذف این مطلب
اولین غزل حافظ را بارها خوانده ام احتمالا شما هم بسیار خوانده باشید. احتمالا بارها قصد کرده باشیم که حافظ را از ابتدا تا پایان بخوانیم و هر بار در نیمه های راه به بهانه ای یا فراموش کرده ایم یا آن لذت و کشش و شوق اولیه را نداشته ایم . اما این بار با ابزار وبلاگ نویسی خوشبینم که بتوانم تا آنجا که می توانم غزل های حافظ را بخوانم و نظرات خودم را بگویم. در مصرع اول داریم : الا یا ایها الساقی ادرکاسا ونا ولها به معنای این است که ای ساقی پیمانه ای به گر

ادامه مطلب  

سیزده سال  

درخواست حذف این مطلب
بی تو بی حالم و بی حوصله خیلی پکرم پرم از غصه پر از قرص،پر از درد سرمحال من بی تو به آینده ی بی حال رسیدآه ،آینده ی خود را به چه حالی ببرم؟! تف به این سیزده هایی که به در بی تو شدند سیزده سال تمامست که من در به درم سیزده سال که با خون جگر طی شد و رفت سیزده سال نگفتی که چه خاکی به سرم...،؟! سیزده سال که بی روی تو باروت شدم سیزده سال که از بمب خطرناکترم! سیزده سال که تو بی منی و با اویی سیزده سال که من بی تو فقط یک نفرمسیزده سال که بازیچه ی احساس شدمسیزده

ادامه مطلب  

عشق را با بوسه ای آغاز کن  

درخواست حذف این مطلب
چشمهایت را ببند آغوش خود را باز کن نازنینم عشق را با بوسه ای آغاز کن ""یا علی"" را پیش تر از آشنائی گفته ایم باز هم محض ارادت، یک دهان آواز کن گونه هایت را به شوق بوسه های من بده موی خود را پس بزن با خنده ای اعجاز کن تا سحر مهمان دیوان نگاهت می شوم شاه بانوی غزل مصرع به مصرع ناز کن این وسط ابری شدی عیبی ندارد خوب من تکیه کن بر شانه هایم گریه ات را ساز کن آسمانی ، راه دوری تا افق ها مانده است زیر پا بگذار قانون را فقط پرواز کن

ادامه مطلب  

تو نیستی و من اما می بی نم تو را، من هستم و تو حتا نمی بی نی مرا  

درخواست حذف این مطلب
اوج غم این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و ... تو انگار نه انگار !!! پ.ن : این تیکه اش، مخصوصا مصرع دوم م بود. اصلا چسبید به روحم. کل شعر که از خانوم رویا باقری ست در اولین کامنت بخونیدش:) نمی دونم چرا اما بنظرم این ع با مصرع دوم این بیت آ خی لی هماهنگه....این فقط نظر منه و بس.

ادامه مطلب  

غنیمت شمردن فرصت  

درخواست حذف این مطلب
امشب در غزلی از حافظ خواندم که می گفت :در بزم دور یک دو قدح در کش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را بیت زیبایی بود از آن جهت که خیلی خودمانی میگوید وقتی نوشیدنی ات رو مصرف کردی محل رو ترک کن و برو و مانع ب و کار ما نشو ؛) و در مصرع دوم هم میاد مصرع اول رو معني میکنه و میگه که انتظار نداشته باش که پیوسته از طرف ما (یا هر جای دیگه) به تو سرویس ارائه بشه. خب حالا من با اگر بخوام (یادگیری تطبیقی) رو بکار بگیرم و تطبیق بدهم به زمان امروز (چند قرن بعد از زمان ح

ادامه مطلب  

با خدا قرار بذار از علیرضا محدثی  

درخواست حذف این مطلب
با خـــدا قرار بذار "پاشو از خواب زمستون، پا توی بھار بذاردل بده به قـُمریا ، سر به سرِ یه سار بذاربا ترانه ھای بلبل ، دل غنچه وا میشهپیش ھر غنچه ی بسته ، یه دونه ھزار بذارتب داغ سَروِ باغو توی عاشقی بچشرُو اجاقِ دلبرا بساط عیشو بار بذاردِ ببند اون چشاتو گذشته ھا رو بی خیال !یه پا رو بذار توُ امسال ، یه پا روی پار بذارمثل یک چریک برو تا قلّه ھای پیروزیبمب امّیدو توُ قلب ناامیدی کار بذارزندگی حقیقته ؛ جنبل و جادو دغلهآتیشی توی بساطِ دَد و دیو و م

ادامه مطلب  

برایم بنوس ....  

درخواست حذف این مطلب
معني فاصله ها چیست برایم بنویسدرد این واژه سرا چیست برایم بنویستو تماشاگر من بلکه نه من فاصله ایعلت دوری ما چیست برایم بنویسهمه جا غرق دعا میشوم از آمدنتمعني اشک و دعا چیست برایم بنویسخون دل خوردنت از بار گناهان من است..معني شرم و حیا چیست برایم بنویسمثنوی نه ، غزلی نه ، نه قصیده گلممصرع از درس وفا چیست برایم بنویسدست من را تو نگیری به زمین می افتمحکمت دست شما چیست برایم بنویستو برایم بنویسی به یقین میفهممحرمت عشق کجا هست … برایم بنویس…

ادامه مطلب  

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کاین شاهد بازاری وان نشین باشد  

درخواست حذف این مطلب
بیت فوق بسیار تفسیر بردار و شبهه برانگیزاننده است از دو جهت 1- منظور اصلی حافظ چیست؟ 2- مصداق عناوین مصرع دوم کدام یک از اجزا مصرع اول می باشند؟ مقایسه دو ابجکت که هر دو به ساحت یک سابجکت مربوط اند و اینکه به حکم ازلی درباره این دو ابجکت چه بوده به خصوص با توجه به بیت قبلی : جام می و خون دل هر یک به ی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد که بیتی جبرگرا می باشد . و نشان از عدم اختیار و تفویض جبرگرایانه سعادت و سختی دنیوی دارد. حال تک تک اجزا و سناریو ه

ادامه مطلب  

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کاین شاهد بازاری وان نشین باشد  

درخواست حذف این مطلب
بیت فوق بسیار تفسیر بردار و شبهه برانگیزاننده است از دو جهت 1- منظور اصلی حافظ چیست؟ 2- مصداق عناوین مصرع دوم کدام یک از اجزا مصرع اول می باشند؟ مقایسه دو ابجکت که هر دو به ساحت یک سابجکت مربوط اند و اینکه به حکم ازلی درباره این دو ابجکت چه بوده به خصوص با توجه به بیت قبلی : جام می و خون دل هر یک به ی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد که بیتی جبرگرا می باشد . و نشان از عدم اختیار و تفویض جبرگرایانه سعادت و سختی دنیوی دارد. حال تک تک اجزا و سناریو ه

ادامه مطلب